
شرف آل قلم به مرخصی آمد.
خوش میگذره، خیلی زیاد!!
“بهاره” از زندون بیاد،
وای! چشامون، بارون میاد!
همه دارن ذوق میکنن،
اون وری ها بغ میکنن!
یکی بگه: مرض دارین؟!
نور توی حبس نگه دارین!
مگه بهار چه عیبی داش؟
سنگریزه”های ته اش!
به پیشواز ” بهاره هدایت”
احمد پورنجاتی
خــورشــیـد کــه مـی تــابــد،
ابــری هــم کــه نــیـسـتـــــــــ ،
آســمــان صــافـــــــ اســتــــــــ و آفــتــابــی ،
پــس چــرا خــیــس مــی شــوم مــن،
هــر لــحـظـه از بــی تــابــی !!
تصمیم گرفتم دوباره بنویسم.
بعد از چند ماه ننوشتن از امروز دوباره شروع میکنم به نوشتن،بعد از سه چهار سال کار کردن با ام تی اسباب کشی کردم به وردپرس ،تا اینجای کار که تمام نیازای من و برآورده کرده…تو چند روز آینده بقیه آرشیو رو هم منتقل میکنم
هر روز داغی تازه را بر پیشانیمان می گذارند و ما هم بی صدا از کنارشان می گذریم چون دیگر عادت کرده ایم . در روزگاری که مرگ دانشجو خم به ابرویمان نیاورد آیا هتک حرمت نگرانمان خواهد کرد ؟



