آب زنید راه را…

شرف آل قلم به مرخصی آمد.
اب زنید راه را
دومین سالگرد شهادت امیر جوادی فر ۲۳ تیر ۱۳۸۹
اینجا سربالاییِ اوین است، خانه ی سربلندان
“بهاره” از زندون بیاد
خوش میگذره، خیلی زیاد!!
“بهاره” از زندون بیاد،
وای! چشامون، بارون میاد!
همه دارن ذوق میکنن،
اون وری ها بغ میکنن!
یکی بگه: مرض دارین؟!
نور توی حبس نگه دارین!
مگه بهار چه عیبی داش؟
سنگریزه”های ته اش!
به پیشواز ” بهاره هدایت”
احمد پورنجاتی
بی تابی
خــورشــیـد کــه مـی تــابــد،
ابــری هــم کــه نــیـسـتـــــــــ ،
آســمــان صــافـــــــ اســتــــــــ و آفــتــابــی ،
پــس چــرا خــیــس مــی شــوم مــن،
هــر لــحـظـه از بــی تــابــی !!
بازگشت دوباره
تصمیم گرفتم دوباره بنویسم.
مدتی این مثنوی تاخیر شد
بعد از چند ماه ننوشتن از امروز دوباره شروع میکنم به نوشتن،بعد از سه چهار سال کار کردن با ام تی اسباب کشی کردم به وردپرس ،تا اینجای کار که تمام نیازای من و برآورده کرده…تو چند روز آینده بقیه آرشیو رو هم منتقل میکنم
بیـداد ظالمـان شما نیز بگذرد
هر روز داغی تازه را بر پیشانیمان می گذارند و ما هم بی صدا از کنارشان می گذریم چون دیگر عادت کرده ایم . در روزگاری که مرگ دانشجو خم به ابرویمان نیاورد آیا هتک حرمت نگرانمان خواهد کرد ؟



