“بهاره” از زندون بیاد

Written by فرید. Posted in ادبیات, روزمره, سیاست

خوش میگذره، خیلی زیاد!!
“بهاره” از زندون بیاد،
وای! چشامون، بارون میاد!
همه دارن ذوق میکنن،
اون وری ها بغ میکنن!
یکی بگه: مرض دارین؟!
نور توی حبس نگه دارین!
مگه بهار چه عیبی داش؟
سنگریزه”های ته اش!
به پیشواز ” بهاره هدایت”
احمد پورنجاتی

بی تابی

Written by فرید. Posted in ادبیات, روزمره

خــورشــیـد کــه مـی تــابــد،

ابــری هــم کــه نــیـسـتـــــــــ ،

آســمــان صــافـــــــ اســتــــــــ و آفــتــابــی ،

پــس چــرا خــیــس مــی شــوم مــن،

هــر لــحـظـه از بــی تــابــی !!

مدتی این مثنوی تاخیر شد

Written by فرید. Posted in وبلاگ, روزمره

بعد از چند ماه ننوشتن از امروز دوباره شروع میکنم به نوشتن،بعد از سه چهار سال کار کردن با ام تی اسباب کشی کردم به وردپرس ،تا اینجای کار که تمام نیازای من و برآورده کرده…تو چند روز آینده بقیه آرشیو رو هم منتقل میکنم